بدنم قفسی ست كه مرا از رقصيدن باز ميدارد

خرید بک لینک

دلم می خواست پرنده ای بودم

نشسته بر بلندترین شاخه ی درخت محله...

فارغ از دنیا و پستی بلندی هایش

هر صبح

آمد و شد مردم را به نظاره می نشستم

که عصر شود....

تا در هیاهوی خیابان شاهد قرارهای عاشقانه ی دلداده های جوانی باشم که در

سوز و سرمای زمستانی قلبشان گرم به عشق است و امید وصال...

از خودت خبر بیار...

ما را در سایت از خودت خبر بیار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 7:52

صفحه بندی